چه طور ارتباط خوبی با کودکم داشته باشم ؟

فهرست مطالب

چه طور ارتباط خوبی با کودکم داشته باشم ؟

همه مادر/پدرها دوست دارن ارتباط خوبی با فرزندشون داشته باشن ، یک رابطه صمیمانه جوری که کودکشون به حرفشون گوش هم بده

اما د رمسیر تربیت گاهی میبنیم که از این هدف فاصله گرفتیم ؟

بچه ام به حرفم گوش نمیده ! با من همراهی نمیکنه ! زود عصبانی میشم! مدام بهش تذکر می دم فایده ای هم نداره…..!

این چالش ها از زمانی شروع میشه که کودک داره کم کم مستقل میشه می تونه خواسته هاشو بگه و یاد می گیره نه بگه یا وقتی که کنجکاویش به اوج می رسه و مدام از همه چیز سوال می کنه.

اگر من مادر/پدر موانع ارتباطی رو نشناسم حتما توی دامشون میفتم و ناخواسته فاصله ام با فرزندم زیاد میشه…

پس از همین الان باید به فکر باشم …..

بیا موانع ارتباطی رو با هم بررسی کنیم ….

راستی اینم بگم که شناخت این موانع به بهبود ارتباطت با همه مخصوصا همسرت خیلی کمک میکنه J

سرزنش کردن

کودکت کنجکاوه و دوست داره از همه چیز سر دربیاره ، می ره سراغ کابینت همه چیز می ریزه بیرون و ناگهان شیشه روغن زیتون میفته و می شکنه!

وقتی میای سراغش می گی…اه دوباره خرابکاری کردی! همیشه کارت همینه ! این چه بازی ای که رفتی سراغش!خسته شدم انقد رخرابکاری هاتو جمع کردم

اینجا شما در حال سرزنش کردن با ایجاد احساس گناه هستید!!!

نمیگم نباید عصبانی بشی چرا هر کسی ممکنه عصبانی بشه اما به جای سرزنش کردن باید کودکت متوجه رفتار نادرستش کنی نه اینکه کل شخصیتشو ببری زیر سوال…

به جای بازی با وسایل کابینت می تونی با اسباب بازب هات بازی کنی

از این که شیشه روغن افتاد زمین و شکست ناراحتم چون ممکن بود خودت آسیب ببینی و حالا هم باید همه جارو تمییز کنیم.

و باید از خودش کمک بگیری تا کارش جبران کنه

اینجا چند تا نکته در صحبت های من وجود داشت :

به رفتار توجه کردم و یازخورد نشون دادم نه به کل شخصیت فرزندم

از احساس خودم گفتم که متوجه بشه این رفتار من را ناراحت کرده

رفتار جایگزین پیشنهاد دادم

و نهایتا ازش کمک گرفتم تا کارشو جبران کنه

اینجوری به جای سرزنش کردن و ایجاد احساس گناه ، به شیوه صحیح رفتار کردم

نصیحت  کردن

شنیدی طرف میگه گوشم از نصیحتات پره!!!!

خاصیت نصیحت کردن همینه ذهن طرف مقابل پر میکنه ولی تاثیرش خیلی کمه !

یه جورایی تبدیل میشه به داستان سرایی و کودک در مقابل صحبت های تو ضد ضربه میشه…

دوباره موقعیت قبل تصور کن:

من که بهت گفته بودم نرو سراغ کابینتا ، بچه خوب با اسباب بازی هاش بازی میکنه ، مگه ما بچگی نکردیم اینکارارو نمی کردیم ، از فلانی یاد بگیر ، یکم حرف گوش کن و…….

این مدل صحبت ها میشه نصیحت کردن که نه کودک درست به رفتارش آگاه میشه و نه راه حل جایگزین دریافت کرده نه حل مساله یاد گرفته و نه کارش جبران کرده

نصیحت کردن فقط باعث میشه کودکت ازت دور شه و کمتر حرفاتو بشنوه و در ضمن پیامد نصیحت زیاد کردن این هست که کودک فکر میکنه از عهده هیچ کاری بر نمیاد و اعتماد به نفسش از دست میده در نتیجه از مسئولیت فراری میشه

تهدید کردن

تهدید کردن یکی از مهم ترین موانع ارتباطی

دفعه بعد خرابکاری کنی همه اسباب بازیهاتو جمع میکنم

این سری نمره کم بگیری دیگه نمی ذارم بری مدرسه

تهدید ها عموما اجرایی نمی شن و فقط تو رو در مقابل کودک بی اعتماد می کنن.

کودکت متوجه میشه یک سری از حرفایی که می زنی فقط در حد حرف هستن ، در لحظه می ترسه و باهات همراه میشه اما در بلند مدت این رفتار کمک کننده نیست

چون باعپ میشه کودک یاد بگیره باهات مقابله کنه و لجباز بشه

به جای تهدید کردن باید انگیزه رفتار مناسب در بچه ها ایجاد کنیم مثلا به جای اینکه بگیم اگر نمره ات کم بشه دیگه فلان وسیله را برات نمی خرم

بگو : اگر تلاش کنی و نمره خوبی بیاری به عنوان هدیه فلان چیز خواهی داشت

این میشه انگیزه سازی برای تشویق شدن به رفتار مثبت به جای تهدید کردن.

 

دروغگویی به کودک

گاهی در دنیای آدم بزرگ ها درغگویی پیش میاد و زمانی مخرب میشه که کودک ببینه شما دروغ می گویید

مثلا برای آخر هفته کسی می خواد که برای مهمانی به خونه شما بیاد اما می گید که خانه نیستید و می خواید برید سفر . کودکتون ازتون می پرسه مامان کجا قراره بریم ؟

شما می گید هیچ جا مامان چون نمی خواستم بیان گفتم می ریم سفر!

این بهترین آموزش برای دروغگویی هست!

بهترین کا راین هست که در این مواقع صادقانه از شرایطتون بگید که کودک شما یاد بگیره می تونه راحت نظر و خواسته شو به دیگران بگه…

عذر خواهی میکنم متاسفانه آخر هفته شرایط پذیرفتن مهمان را نداریم در یک فرصت دیگه در خدمتتون هستیم…

این پا

عدم قاطعیت والدین

عاطفه در مواقع ضروری که خواسته کودک برای او یا دیگران خطری داشته باشد وقتی بچه چیزی رو میخواد و برای شما امکان فراهم کردن و در دسترس قرار دادنش نیست شروع میکنه به اصرار گریه کردن جیغ زدن و بهانه جویی در این حال اشتباه ترین کار اینه که تسلیم بشید چون شما به او یک بار نه گفتید.. این نه شما تا انتها باید نه بمونه قاطع باشید و رفتارهاش بی توجهی کنید کودک بعد از چندبار متوجه میشه که مادر یا پدر تسلیم نمیشن و دست از این کارش بر میداره

تسلیم کلامی

گاهی والدین با کلامشون تسلیم میشن برای مثال اگه بگویید بسه سرم درد گرفت خسته شدم کودک توجه لازم را کسب کرد و آن چیزی که دوست داشته و منتظرش بوده را شنیده. اونقدر گریه ادامه میده تا این کلمه ها را از مادرش بشنود

در این مواقع بدون هیچ کلامی حتی هیس و بدون هیچ رفتاری حتی اخم مثل کسی که نمیبینه میشنوه محل و ترک کنید کودک بعد از چند ثانیه وقتی میبینم کسی بهش توجه نداره گریه اش قطع شد

دوباره تاکید می کنم به دلیل رشد نیافته بودن کودک ممکنه بعضی خواسته هاش نامعقول و دست نیافتنی یا آسیب زننده باشد در اینجور خواسته ها شما باید قاطعیت داشته باشید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *